باز مستم...

و من امشب باز مستم...چه حالیست مستی...میبخشی و میگُزری,میریزی می پاشی,تویی که پشه را در هوا نعل میکردی,عاشق همه میشوی و بی هیچ ادعایی ابراز میکنی,حتی رهگزر خیابان و مامور جمع آوریه زباله,و همه میفهمند مستی و میگویند یارو مسته,انگار بی ریا عشق ورزیدن درین مملکت فقط در عهد مستی ممکن است...میگزری از خطای آنان که جفا کردند....و من امشب میبخشم اما فردا صبح که دوباره هیولا شدم همان موجود دروغگوی سیاس و وحشی, دوباره کینه میگیرم...امشب تمام کسانی که شکستند مرا بخشیدم و چشم دارم که تمام آنانکه شکستمشان ببخشندم...هیچ در مقابل همه....هیچکس مرا نشکست اما خیلی ها را شکستم...من مستم و میبخشم شما هم مست شوید و ببخشید...بخشش و عشق ورزیدن بینظیر لذتیست که من هم اکنون بدان مبتلا هستم....مبتلا گردید به مستی...
 
/ 0 نظر / 22 بازدید