از عشق...

من از دلدادگی و عشق وشیدایی گریزانم,

 

ازین احساس ویرانگر,

 

ازین کابوس رویا گونهء مسموم,

 

ازین بنیاد بی ریشه,

 

از فرهاد,ازتیشه...

 

گریزانم.

 

من از رسوا طپیدن های قلب خستهء عاشق,

 

وتفسیر توهم گونه از باران وبرف وابر و مهر وماهو شمع وگل ,زپروانه گریزانم.

 

من از شهد وشراب و شعر و شیرینی,من از عهد قرار و هرچه زین جمله بود آداب و آئینی

 

گریزانم

 

نه هرگز دارم این باور که میلی بوده با لیلی,نه فرهادی چنان مجنون دهد جان در ره میلی.

 

من از افسانه های دلنشین و پرفریب عاشقانه ,خسته ام,خسته

 

من از مکر سراب عشق میخواهم,پرده بردارم

 

اگر شیرین چو قند و دلنشین خوابیست,دگر بیدار بیدارم

 

من از عاشق شدن از عشق بیزارم

 

دگر بیزار بیزارم,بیمارم,بیدارم....من از.......

/ 4 نظر / 4 بازدید
بیتا ...

من از شعرهایی که میشه با صدای بلند خوندشون و از آهنگی که در شعر با جذابیت کلام در هم آمیخته لذت میبرم ... واقع لذت بردم ... اعتراف میکنم با احساس و لحن آهنگینش چند بار خوندمش ... --- راستی ... خسته نباشی پسرم ...!!!

مهـــــــــــــــربان

خوب مثل اینکه از همه پیچ و خم های این وادی باخبری و تجربه کردی..... روزی چند بار از روی شعری که گفتی می خونی که باورت شه و آخرش هم با فالی از حافظ همه شعرهاتون را رد می کنید ..... شعرت که خیلی قشنگه ..همه چیز سر جای خودشه هنگام خواندن هم وزن دلنشین و همسانی داره اما حیف که واقعیت نداره خوش باشی خیلی خوش

مهسا اینا

عشق، درد است پس ظلم است و این ظلم را، هرگز توان ستیزی نیست؛ و در تفسیر این ستیز، می دانی که همیشه مدیون می شوی... خوشحالم که دوباره نوشتی بسیار زیبا بود موفق باشی دوست عزیز [گل][گل][گل]

na ashna

سلام آقا محسن امشب يهو بدجوري يادت افتادم و دلم تنگ شد برات..خيلي ميومدم چيزي نميديدم كم كم خودمم گم شدم تو روزگار تا امشب..از اينكه باز با يه شاهكار روبرو شدم و عيدي مو گرفتم خوشحالم.. آقا محسن دوست دارم زياد داداش هر چند قابل شما نيست عيد و بهار و سال نو رو بهتون تبريك ميگم اميدوارم هميشه دلت قرص باشه با اجازه