نیست..

به تماشا سوگند...به نگاه نگرانِ گلدان,به دو چشم گریان,به غم منتظران,به رهایی سوگند...
پشت این پنجره را دیده ام ,
نوری نیست...از مِیِ آزادی,شاد و مستوری نیست...تا در آنسوی قفس آنکه باید به دو چشم مشتاق,منتظر باشد و نیست....
 
/ 0 نظر / 4 بازدید