بر مزارِ سی سالگی...

هر بِیت دلواپسی,هر قافیه بی کسی

هر شعر دفترَش اشک,هر واژه جوهرش خون,از چَشمُ از

دل بَسی

عمر به اینها گذشت ,سخت رَسیدم به

سی...سخت ....رسیدم به سی....

×××××××××××××××

این قطعه رو در حالی غریب با دلی گرفته و ابری برای خودم سرودم در روزِ

 یکم مردادماه نود و دو, سالروزِ میلادِ نامبارکَم...سی ساله شدم...

/ 1 نظر / 13 بازدید
نسترن . م

مبارك باشه [گل][گل] ولي چرا اينقدر نا اميد