زمستانم

""سیاه نامه های روز و شبهای خستهء جاری""

 
هست و نیست...
نویسنده : م.ناامید - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢
 
 
غُربت و غروب,هوای گرفته و ابری,سیلیِ سوزناکِ بادِ سرد,به پیکرِ برگهای زرد
پرسه در ماتَمِ پیاده رو...
ذجر و حسرت نبودن کسی که نیست...که هست...که نیست...
جهنمِ زرد و سرد...دل زغُصه لبریزُ اشک, آویز...فصلِ دل شکستگان پاییز....