زمستانم

""سیاه نامه های روز و شبهای خستهء جاری""

 
جُز خیال تو...
نویسنده : م.ناامید - ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۱
 

امروز اصلا حوصلهء کار ندارم...در اتاقم رو بستم وگفتم هیچکس نیاد,هرکس با من کار داشت بگید نیست...راهش ندید...جُز...جُز خیال تو...خودت رو دیگه نمیخوام...خیالت رو میفرستی به خلوتم؟؟؟