زمستانم

""سیاه نامه های روز و شبهای خستهء جاری""

 
آنکه باید باشد و نیست...
نویسنده : م.ناامید - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢
 
آدمی کسی را که از دیده اش رفته , بیشتر می بیند تا آنکه مدام در مقابل چشمش است...
آنکه باید باشد و نیست ،بر ذهن نقش میبندد، گویی تندیسی از پیکرش را بر دیوار ذهنت حک کرده اند، تراشیده اند، و از آن پس لحظه ای از مقابل دیدگانت، در خواب یا بیداری نمی رود...یادهایی هست، خاطره هایی هست ، تتدیس هایی هست که از لحظهء جدایی ، چنان بر زندگی ات حک میشوند که از آن پس از مُرده و زنده ات نخواهند گذشت...تمام می شوی و تمام نمیشوند...